جامه راه راه پای جامه راه راه میله های رو به رو راه راه پشت سایه روشن مژه، نگاه راه راه روی شانه ها راه راه روی شانه ها راه راه تازیانه ها آشیانه ها لانه ها کوچک سیاه بی پر و پرنده راه راه گریه هاش شور و خنده های تلخ گاه گاه راه راه در میان ای جهان راه راه این هزار راه راه راه کو؟ کجاست راه؟

 
کلیپ کمدین سجاد افشاریان ...

دیشب برنامه خندوانه با حضور سجاد افشاریان و اجرا زیبایش برنامه ی متفاوتی رو به اجرا گذاشت....نیشخندچشمک

من که حسابی خندیدم ......

به خاطر همین کلیپ کمدین دیشب رو برای دانلود گذاشتم....

دم همه شیرازیااااااااااااا هم گررررم ......الحق که شیرازیااا  تک هستن....تشویق

دانلود کلیپ سجاد افشاریان 


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩٤/٦/٢٢ کلمات کلیدی :طنز، کلیپ، دانلود، خندوانه



اجازه ....

تشویقفرشتهقلب


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩٤/٤/۳۱ کلمات کلیدی :ارزش، مطالب زیبا، بوسیدن



آهنگ های خندوانه

من جدیدا عاشق خندوانه شدم 

پس لینک دانلود آهنگاشو براتون میزارم 

هی بابا بزن دست 

خلیج فارس 

بخند خندوانه 

ایران ایران

آهنگ رپ برای والیبالی ها 

 پر پر 

چیکو چیکو


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩٤/٤/۳۱ کلمات کلیدی :اهنگ، خندوانه، اهنگ های خندوانه، دانلود



نوازنده

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیر نشین در شهر واشنگتن دی سی، صبح زود مردم آن منطقه که اکثرا کارگران معدن و یا صاحب مشاغل سیاه بودند از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند.
زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمی کردند! بلکه به اجبار زنده بودند، ریاضت می کشیدند تا نمیرند...
آن روز طبق معمول مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند، نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه باز می گردند و یا باید با دستان خالی به خانه های محقرانه شان بروند و شرمنده فرزندانشان شوند...
با این افکار خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان! صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...
آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر را از رفتن باز نگه داشت...
اکثرا آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند ولی بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن اجرای کوچک بود جمع شدند.
 حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند، خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند...
سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی سی و پنج ساله بود کارش که تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در میان تشویق بی امان مردم و همان حال و احوال همه را به صف کرد و به همگی که حدود سیصد نفر بودند مقدار پولی داد و سپس در حالیکه برای آنان بوسه می فرستاد سوار تاکسی شد و آنجا را ترک کرد تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه ها به دوستانشان بگویند...
اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست سی پنج ساله کسی نیست جز جاشوا بل، یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که سه روز قبل بلیت کنسرتش هر کدام صد دلار به فروش رفته بود...
فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم، آن روز وقتی در اجرای کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که تهی دستان را از یاد برده ام به همین خاطر به آن محله فقیر نشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیم را تکرار کردم، بعد از آن هم وقتی متوجه شدم که اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند تمام پولی که از کنسرت نصیبم شده بود را در میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم ...

*
*
چه خوب و دوست داشتنی اند انسان هایی که وقتی به منزلت و مقامی دست پیدا می کنند، مردم و گذشته شان را فراموش نمی کنند...


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٤ کلمات کلیدی :مطالب زیبا، داستان کوتاه، متن زیبا، داستان



برادرای شیطون

یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود...
دیگه هر جا که خرابکاری می شده همه می دونستن زیر سر این دوتاست...
خلاصه ی کار، پدر و مادر این دو نفر صبرشون تموم میشه و کشیش محل رو میارن و میگن: " خواهش می کنیم این بچه های ما رو نصیحت کنید؛ پدر همه رو در آوردن! "

کشیشه میگه: " باشه، ولی یکی یکی بیاریدشون که راحت تر باهاشون صحبت کنم و مشکلی پیش نیاد. "
خلاصه، اول داداش کوچیکه رو میارن.
کشیشه ازش می پرسه: پسرم! آیا میدونی خدا کجاست؟
پسره جوابشو نمیده و همین جور در و دیوار رو نگاه می کنه...
باز ازش می پرسه: "پسر جان! میدونی خدا کجاست؟ "
ولی دوباره پسره به روش نمیاره...
در نهایت دو سه بار کشیشه همین سوالو می پرسه و پسره هم به روش نمیاره...!
آخرش کشیشه شاکی میشه و داد می زنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!
پسره می زنه زیر گریه و به سمت اتاقش فرار می کنه و در رو هم پشتش می بنده!
داداش بزرگه ازش می پرسه: چی شده؟؟؟!!!

پسره میگه: بدبخت شدیم!!
خدا گم شده، همه فکر می کنن ما برش داشتیم...


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٤ کلمات کلیدی :متن زیبا، تصاویر زیبا، داستان کوتاه، مطالب زیبا



کودک و مادر

کودکی شش ساله مادرش را بر روی تخت بیمارستان دید و دکترش گفت تا چند وقت دیگر زنده نمی ماند ...
کودک سوال کرد چند وقت دیگر ؟ 
دکتر گفت پاییز ...
بچه گفت پاییز یعنی چه روز ؟
دکتر گفت وقتیکه برگهای درختان می ریزد ...
بچه خانه آمد و نخ و سوزن برداشت، رفت تا تمام برگ های شهر را به درختان بدوزد ...


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۳ کلمات کلیدی :تنهایی و دلتنگی، عشق، تصاویر زیبا، متن زیبا



 

پروردگارا 

             

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.

 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد 
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست

 


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۳ کلمات کلیدی :تنهایی و دلتنگی، خدا و بنده، تصاویر زیبا، متن زیبا



کلیپ زیبا می کشیم از حامد زمانی

دانلود کلیپ زیبای حامد زمانی درباره غزه به زبان طنز 

کلیک کنید

 


نویسنده : f.es تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱ کلمات کلیدی :کلیپ، غزه، حامدزمانی، دانلود



     

آخرین مطالب وب سایت دنیای راه راه
» کلیپ کمدین سجاد افشاریان ...
» اجازه ....
» آهنگ های خندوانه
» نوازنده
» برادرای شیطون
» کودک و مادر
» ۱۳٩۳/٥/۳
» کلیپ زیبا می کشیم از حامد زمانی
» تصاویر معنی دار
» اخبار
» طنز اجتماعی
» راه های پیشنهادی ازدواج برای مردان
» مناظره استاد و دانشجو
» دو دانشجو
» حسنی نگو جوون بگو
» پسر برتر از دختر آمد پدید
» ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ۱۳٩۱/۱۱/٢٦
» ۱۳٩۱/۱۱/٢٦
» اسامی برگزیدگان جشنواره فیلم فجر



 

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.