جامه راه راه پای جامه راه راه میله های رو به رو راه راه پشت سایه روشن مژه، نگاه راه راه روی شانه ها راه راه روی شانه ها راه راه تازیانه ها آشیانه ها لانه ها کوچک سیاه بی پر و پرنده راه راه گریه هاش شور و خنده های تلخ گاه گاه راه راه در میان ای جهان راه راه این هزار راه راه راه کو؟ کجاست راه؟
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود گاهی نمیشود نمیشود که نمیشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدا،گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود